لطفا طوطی نباشید!

 تقلید در هرکاری جایز  نیست.جمله ای کلیدی که شاید خیلی به گوش تان خورده باشد، هرچند شاید خیلی در رفتار و گفتار به آن توجهی نکنیم! کلیدواژه تقلید کردن ترکیبی است که ما اغلب همزمان با رسیدن به سن تکلیف با آن آشنا می شنویم و یاد می گیریم که باید در احکام و امورات دینی مان به یک متخصص متعهد که بر اساس تحقیق و بررسی ما اعلم است از دیگران، مراجعه کنیم و به دستورات او عمل کنیم. بعد از این انتخاب ما مقلد او می شویم و او مرجع تقلید ما.

گستره این تقلید در حوزه احکام دین و مسائل مرتبط با آن است اما گاهی اوقات این نسخه را برای سایر امور هم تجویز می کنند که متاسفانه هم به اصل موضوع لطمه می زند و هم خرابی هایی به بار می آورد که اغلب جبران ناپذیر است، مثل آنچه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ، مجلس و شوراها رخ داد.

در سالیان اخیر متاسفانه این تقلید در عرصه های دیگر هم مطرح شده و تا جایی پیش رفته که برخی سیاسیون هوادارن شان را در جایگاه مقلد و خود را در مقام مرجعیت تصور کرده اند. البته در کشور ما که تحزب جای خود را به قبیله بازی و سیاست ورزی جای خود را به سیاست بازی داده طبیعی است سازوکار جایگزین انتخاب، بررسی و گزینش جایش را تقلید آن هم از نوع  کورکورانه بدهد.

این نوع سیاست ورزی البته تعلق به گروه یا گرایش خاصی ندارد، در کشور ما هم چپ ها و هم راست های سابق و هم اصلاح طلبان و اصولگراهای فعلی در مقاطع گوناگون خود را مرجع فکری مردم قرارداده وبه شکلی کاملا محترمانه از مردم می خواستند که در مواقع حساس تصمیم گیری عقل و قوه اجتهادشان را تعطیل کنند و با یک آری به تشخیص آنها، زمینه به قدرت رسیدن و تامین منافع شان را تکمیل یا تضمین کنند.

شاید این جنس تقلید در نگاه عوام صاحب ایراد و اشکالی نباشد و مزیت هم به حساب آید اما فاجعه آنجا شکل می گیرد که گروه های مرجع نیز دچار چنین نگاه و رویکردی می شوند و از همه بدتر آن را تجویز و به این تقلید کورکورانه افنخار می کنند. این گروه های مرجع البته در مقام توجیه و دلیل سازی برای این جنس تقلید هم سنگ تمام می گذارند و تلاش می کنند تا با برچسب گذاری و ساخت عنوان های جعلی ،به این کار غلط ،لباس صحت و درستی بپوشانند.

شاید در نگاه اول در جامعه ما با توجه به نبود تشکیلات و تعریف غلط از فعالیت حزبی چاره دیگری جز ایجاد جایگاه مرجعیت سیاسی برای تقلید مردم نباشد اما این مدل در سال های اخیر آثار مخربی برای کشور داشته است. آنجا که مثلا تقلید در رای دادن به یک لیست در انتخابات گذشته مجلس هم از سوی جریان اصولگراو هم از جریان اصلاح طلب باعث شکل گیری مجلسی شده است که ساده ترین مشکلش اش بی تجربه نمایندگان و ناآشنا بودن آنها به وظایف نمایندگی است. البته این مدل متاسفانه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری و شوراها هم ادامه یافت تا به نتایجی مثل سهم خواهی پدرخوانده یا همان مرجع تقلید سیاسی بیانجامد.

البته اگر در این مدل تقلید، به مقلدان اجازه انتخاب براساس سنجش و ارزیابی داده می شد یا مقلدان به دور از علاقه و هیجانات سیاسی به حکم مرجع شان عمل می کردند، شاید آسیب های این مدل خیلی کمتر بود و کمتر می شد به آن ایراد گرفت اما متاسفانه در این مدل تقلید عقل و درک مقلدان تا آنجا تعطیل می شود که حتی بعد از اینکه به لیستی رای می دهند نمی توانند حتی یک نام از آن لیست را به خاطر بیاورندو تکرار کنند.

از سوی دیگر این مدل مرجعیت، فضای کاسبی و کسب درآمد  را هم فراهم کرده به طوری که مراجع گروه های سیاسی، حکمی را که قرار است برای مردم دیکته و تکرار کنند به فروش می گذارند و در ازای آن هم قبیله ای هایشان را صاحب قدرت یا ثروت می کنند.

آخر اینکه متاسفانه جامعه ما قهرمان محور است و گروه های سیاسی با همین شگرد ،مرتب قهرمان و مرجع تقلید تولید می کنند . از سوی دیگراغلب گروه های مرجع نیز بخاطر منافع ناشی از این مدل تقلیدی تلاشی برای گسست آن و توجیه و هدایت عوام نمی کنند و عوام هم با هیجان و از روی محبت های گاه ساختگی می شوند مقلدان چشم وگوش بسته و با دست خودشان آینده جامعه شان را مبهم می کنند اگر به سمت نابودی سوق ندهند. عوامی که گروه های سیاسی در کشور ما، آنها را طوطی هایی مقلد می خواهند نه عقاب هایی که از بالاترین ارتفاع شکارشان را برمی گزینند.

  

/ 0 نظر / 34 بازدید