حرف زیادی

اینجا خانه جدید حرف هایی است گه گاهی فقط در تنهایی ام آنها را با خودم نجوا می کنم

خداحافظ رفیق

بدرقه اش کردیم و چه زود رفت و باز هم ما ماندیم و یک دنیا غربت، خداحافظ رفیق! سلام ما را به همه آنهایی که آمده اند استقبالت برسان.

مادر زینب مسلکت در میدان انقلاب چه با صلابت می گفت که پسرم فقط در خط ولایت بود و پیرو رهبر انقلاب و پیام حضرت آقا چه زیبا مایه آرامش دل های شکسته مان بود آنجا که فرمودند: " ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشک‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم کرد."

شهید عزیز آنگاه که بر سفره مولایمان میهمان شدید، از ما هم یاد کنید از ما جماعت در خواب مانده. رفیق سلام ما را به آقایمان برسان . یا علی

نویسنده : هادی قبادی : ٤:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢۳
Comments نظرات () لینک دائم

درد دل که تیتر نمی خواهد!

این فقط چند کلمه ای درد دل است . دیگر طاقت شنیدن این همه ... را نداشتم . خراب شود این میز و صندلی و این پست ومقام ها که بخاطرش چوب حراج می زنید به آبروی بندگان خدا.

این روزها بدترین روزهای عمرم را سپری می کنم و همین روزها است که طعم تلخ تهمت های زهرآگین را با تمام وجود بر وجودم احساس می کنم و شاید بر همین اساس است که یقین دارم راه را درست می روم و نشانی را درست دریافته ام.

و اگرهمه دنیا یک نفر را ذلیل بخواهند و خدا نخواهد ،عزیزترین می شود و اگرهمه دنیا یک نفر را عزیز بخواهند و خدا نخواهد ،ذلیل ترین می شود.

پی نوشت :همه الطاف بعضی دوستان را سپاسگزارم و همه شان را می سپارم به پهلوی شکسته خانم فاطمه زهرا (س) و دستان بریده علمدار کربلا ، امیدوارم برای قیامت مان هم صاحب آبرو باشیم.

نویسنده : هادی قبادی : ۱٠:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۱٥
Comments نظرات () لینک دائم

بدون ...

امام علی (ع): ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی ،فردا به آن چشم نگاهش مکن،شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی!


سایه ات گمشده است؟!

می دانم چقدر تلخ است

                درمیان کویری باشی

و در کوله بارت

نان و آب ،آذوقه زندگی ماسه ایت،

                                       همراهت باشد.

و گرفتارغم نادان سرابی باشی

           که چشمهایت را

به فریب شادمانی برکه ای می طلبد

می دانم چقدر مغروری که آفتاب

                              بر بالای سرت می تابد

و زمین ، زیر پایت آرام است

                            و تو فریب هیچ سرابی را نخواهی خورد.

دلت گرم ،سینه ات لبریز از اطمینان

                                    و قدمهایت ...

می خواهی صفتی بر قدمهایت نام سپاری

              اندکی در راه شدن می مانی

                                      و همان طور که سر بالا داری ،

                                                با چشم

                                         گام هایت را می نگری

ناگهان ترسی تمام زندگی ات را فرا می گیرد.

     انگار این یکی هستی دارد ،

          اهل قاموس سراب هایت نیست!

ای وای آفتاب که هست ،

  زمین هم زیر پایت آرام است ،

                پس سایه ات کو؟!

وای اگر همسفرت نیست ،یعنی تنهایی؟!

   می ترسی از تنهایی، از بی سایگی ات

                                      ای کاش وقت آغاز سفر

                                             کوله بارت قدری جا داشت

                                     تا هنگام شدن

خدا را هم همسفرت می کردی

         شاید حالا در این غربت،

               بی همسایه و بی سایه نبودی!

ای کاش آسمان زودتر خاموش شود

                                      آخر، شب هنگام ، در تاریکی

            هیچکس نمی داند

                                سایه ات گمشده است!

 


17 مرداد ...

17 مرداد روز خبرنگار نیست ، روز خبرنگار باید روزی باشد  که جماعت اهل خبر بخاطر معیشت شان هر چیزی را منتشر نکنند و هر چیزی را نگویند و ننویسند!
راستی بیایید بپذیریم  درست است که مانمی توانیم به هر دلیلی هر راست و واقعیتی را منتشر کنیم ،اما می توانیم بخاطر خودمان و مردم دروغ ننویسیم و دروغ نگوییم . باور کنید تمرین دروغ نگفتن خیلی راحت تر از تلاش بیهوده برای راست گفتن های بی فایده است!
بیایید بخاطر حرمت شهید صارمی و همه شهدای خبرنگار بویژه دوستان شهیدم در پرواز سی ـ 130 ،حداقل در روزی که در تقویم به نام امثال ما است ، 17 مرداد دروغ منتشر نکنیم.


ماه مبارک

رمضان برایم مبارک است چون تنها ماهی است که در آن تمام نمازهای صبح را اول وقت ادا می کنم و رمضان برایم مبارک است چون تلاش می کنم کمتر گناه کنم.رمضان برایم مبارک است چون بخاطر خودم بیشتر از خدا خجالت می کشم و رمضان برایم مبارک است چون واقعا احساس می کنم میهمان صاحبخانه ام اگر لایق باشم.

به همه  اهالی رسانه توصیه می کنم از فرصت این ماه مبارک استفاده کنند واز کرده ها و ناکرده هایشان استغفار کنند تا شاید با این توبه دسته جمعی پس از پایان ماه مبارک رنگ رسانه های کشور ما هم عوض شده و قدری اسلامی ـ ایرانی  شوند.

نویسنده : هادی قبادی : ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱٠
Comments نظرات () لینک دائم

خودم...

این روزها خیلی زود به زود دلم برای خودم تنگ می شود و بدجوری احساس غربت می کنم. پیش تر می ترسیدم کربلا را ندیده بمیرم اما حالا می ترسم  مشهدالرضا را ندیده بروم. افسوس که آقا راهم نمی دهند ،البته حق دارند. 


توصیه آقای صفار به من !

امروز در جلسه تودیع جناب مقدم فر و معارفه سید نظام الدین موسوی، به عنوان مدیرعامل جدید خبرگزاری فارس فرصتی شد تا خیلی از دوستان رسانه ای را زیارت کنم. از این بابت خرسندم چرا که برخی را چند سالی می شد ندیده بودم و امروز فرصتی بود برای تجدید دیدار.
فارغ از اصل مراسم که مثل خیلی از تودیع و معارفه ها بود، 2 اتفاق خیلی اسباب خرسندی ام را فراهم کرد.اول اینکه دوستان از یک شاعر جوان اهل بیت(ع) دعوت گرفته بودند، صابری خراسانی،که با شعرهایش حال و هوای مراسم را خیلی عوض کرد و صورت بعضی ها را هم خیس.
اما موضوع دوم خیلی جالب تر بود. حضور سرزده جناب صفار هرندی. آقای صفار که در شروع به کار آقای مقدم فر ، وزیر ارشاد بود ،بنا به گفته خودش آمده بود تا به مقدم فر ، خدا قوت بگوید و دلجویی کند از مدیران فارس بخاطر توقیف این خبرگزاری در دوره وزارتش در ارشاد. توقیفی که خیلی ها معتقدند صفار نقشی در آن نداشت و بنا به اذعان امروزش ، اصلا با این رفتار هیأت نظارت مخالف بوده است.
این حرکت را می پسندم شاید گاهی اوقات لازم است مدیران ما حتی در موضوعی که به زعم خودشان تقصیری در آن ندارند و حتی در دوره پس از مدیریت شان، از مردم دلجویی و عذرخواهی کنند.کار امروز جناب صفار را بسیار می پسندم ، شاید در برخی موارد با بعضی نظرات ایشان همسو نباشم اما کار و رفتار خوب ،شایسته تقدیر است.
شاید بد نباشد بعضی ها هم تا دیرتر نشده از مردم و بویژه آنهایی که دوست شان دارند برای بعضی قصورهایشان حلالیت بطلبند ، البته قبل از جلسه تودیع و معارفه شان!
برای جناب مقدم فر هرجایی که هستند آرزوی سلامت و توفیق می کنم و برای سید نظام هم آرزوی سربلندی در سنگر جدید را دارم.

پی نوشت 1: چند وقت بود که به توصیه یکی از دوستان تصمیم داشتم برای رفع یک سوء تفاهم با جناب صفار صحبت و مشورت کنم ، اما به دلایلی فرصتی فراهم نشد تا امروز. اما امروز پس از سخنرانی جناب صفار در جلسه تودیع و معارفه مدیرعامل خبرگزاری فارس ،فرصتی فراهم شد تا چند دقیقه ای هم کلام شویم.مشکلی را که چند وقت است در عرصه رسانه برایم اسباب زحمت شده با آقای صفار مطرح کردم . جالب بود که ایشان با لبخند شنیدند و پاسخ دادند،" اشتباه و کار غلط با حرف اصلاح نمی شود و باید با کار و رفتار درست اشتباهات گذشته را اصلاح کرد." حرف شان را پسندیدم و به توصیه شان عمل می کنم. بقیه حرف هایم با آقای صفار هم خصوصی بود و به درد انتشار نمی خورد!

پی نوشت 2: یک گفت وگوی مفصل با هفته نامه پنجره درباره رسانه های دولت ساخته انجام داده ام و قرار شده دوستان اگر صلاح دیدند ،آن را منتشر کنند اما به نظرم این برای جبران کارغلط کافی نیست پس تصمیم گرفته ام ...

پی نوشت 3: اگر زنده باشم و دوستان قابل بدانند، جبهه پایداری را در انتخابات آینده کمک حال خواهم بود. دوستانی آنجا هستند که از نزدیک حضورشان را درک کرده ام و مرام شان را می پسندم، دکتر لنکرانی و دکتر الهام و ...


← صفحه بعد