ایستاده ایم
جنگ که شروع شد پدرم بود و 4 برادر، جنگ که شروع شد من بودم و 4 عمو ، جنگ که تمام شد پدرم ماند بی برادر ، جنگ که تمام شد من ماندم بی عمو و یک پدر تنها!
تنهایی سخت است و البته غربت تلخ، اما هنوز ایستاده ایم ،چون پایداری همیشه جواب می دهد.
نظرات ()
|
سربازهای فرمانده!
آرزوی یک فرمانده ماند به دل مان! ما ادعا می کنیم سربازیم اما شماهایی که ادعای فرماندهی دارید کدام تان شبیه رهبری هستید؟!
مشکل اینجاست که همه سرباز می خواهند اما هیچ وقت فکر نمی کنند که این همه سرباز ،فرمانده هم می خواهند!
وقتی ما را تنها رها کرده اند در میدان جنگ ، وقتی فرمانده ای نیست که اوامر رهبری را بدون کم و کاست و اجتهاد شخصی برساند و در انجام آن کمک رسان هم باشد ،توقع بیجایی است اگر خودی ها ،خودی ها را بزنند و غفلت کنند از بیخودی ها؟!
مشکل اینجاست که حرف های رهبر را همانطور که دلمان می خواهد می شنویم آن هم فقط با گوش سر و این تازه اول گوش ندادن ها و ... است.
مشکل اینجاست که تا فرمانده شدیم، ادعای رهبری داریم و یادمان می رود ما فقط فرمانده ایم و ... .
و آخر اینکه چون قرار است تا ما هستیم ، فرمانده بمانیم ، سربازهایی را که لیاقت شان را در جنگ ثابت می کنند زیر پا له می کنیم ، تحقیر می کنیم ، تهمت می زنیم و چوب می گذاریم لای چرخ شان تا ثابت کنیم ،ما سرباز نیستیم و فقط ما هستیم که می توانیم فرمانده باشیم !!
و تاسف آنجاست که شکست های خودمان را نزد رهبر می گذاریم به حساب همین سربازهای فرمانده!
خداحافظ رفیق
بدرقه اش کردیم و چه زود رفت و باز هم ما ماندیم و یک دنیا غربت، خداحافظ رفیق! سلام ما را به همه آنهایی که آمده اند استقبالت برسان.
مادر زینب مسلکت در میدان انقلاب چه با صلابت می گفت که پسرم فقط در خط ولایت بود و پیرو رهبر انقلاب و پیام حضرت آقا چه زیبا مایه آرامش دل های شکسته مان بود آنجا که فرمودند: " ما به کوری چشم سران اردوگاه استکبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده راسخ دنبال خواهیم کرد و پیشرفت رشکآور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم کشید و البته از مجازات مرتکبان این جنایت و عاملان پشت صحنه آن هم هرگز چشمپوشی نخواهیم کرد."
شهید عزیز آنگاه که بر سفره مولایمان میهمان شدید، از ما هم یاد کنید از ما جماعت در خواب مانده. رفیق سلام ما را به آقایمان برسان . یا علی
درد دل که تیتر نمی خواهد!
این فقط چند کلمه ای درد دل است . دیگر طاقت شنیدن این همه ... را نداشتم . خراب شود این میز و صندلی و این پست ومقام ها که بخاطرش چوب حراج می زنید به آبروی بندگان خدا.
این روزها بدترین روزهای عمرم را سپری می کنم و همین روزها است که طعم تلخ تهمت های زهرآگین را با تمام وجود بر وجودم احساس می کنم و شاید بر همین اساس است که یقین دارم راه را درست می روم و نشانی را درست دریافته ام.
و اگرهمه دنیا یک نفر را ذلیل بخواهند و خدا نخواهد ،عزیزترین می شود و اگرهمه دنیا یک نفر را عزیز بخواهند و خدا نخواهد ،ذلیل ترین می شود.
پی نوشت :همه الطاف بعضی دوستان را سپاسگزارم و همه شان را می سپارم به پهلوی شکسته خانم فاطمه زهرا (س) و دستان بریده علمدار کربلا ، امیدوارم برای قیامت مان هم صاحب آبرو باشیم.
بدون ...
امام علی (ع): ای مالک! اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی ،فردا به آن چشم نگاهش مکن،شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی!
سایه ات گمشده است؟!
می دانم چقدر تلخ است
درمیان کویری باشی
و در کوله بارت
نان و آب ،آذوقه زندگی ماسه ایت،
همراهت باشد.
و گرفتارغم نادان سرابی باشی
که چشمهایت را
به فریب شادمانی برکه ای می طلبد
می دانم چقدر مغروری که آفتاب
بر بالای سرت می تابد
و زمین ، زیر پایت آرام است
و تو فریب هیچ سرابی را نخواهی خورد.
دلت گرم ،سینه ات لبریز از اطمینان
و قدمهایت ...
می خواهی صفتی بر قدمهایت نام سپاری
اندکی در راه شدن می مانی
و همان طور که سر بالا داری ،
با چشم
گام هایت را می نگری
ناگهان ترسی تمام زندگی ات را فرا می گیرد.
انگار این یکی هستی دارد ،
اهل قاموس سراب هایت نیست!
ای وای آفتاب که هست ،
زمین هم زیر پایت آرام است ،
پس سایه ات کو؟!
وای اگر همسفرت نیست ،یعنی تنهایی؟!
می ترسی از تنهایی، از بی سایگی ات
ای کاش وقت آغاز سفر
کوله بارت قدری جا داشت
تا هنگام شدن
خدا را هم همسفرت می کردی
شاید حالا در این غربت،
بی همسایه و بی سایه نبودی!
ای کاش آسمان زودتر خاموش شود
آخر، شب هنگام ، در تاریکی
هیچکس نمی داند
سایه ات گمشده است!
17 مرداد ...
17 مرداد روز خبرنگار نیست ، روز خبرنگار باید روزی باشد که جماعت اهل خبر بخاطر معیشت شان هر چیزی را منتشر نکنند و هر چیزی را نگویند و ننویسند!
راستی بیایید بپذیریم درست است که مانمی توانیم به هر دلیلی هر راست و واقعیتی را منتشر کنیم ،اما می توانیم بخاطر خودمان و مردم دروغ ننویسیم و دروغ نگوییم . باور کنید تمرین دروغ نگفتن خیلی راحت تر از تلاش بیهوده برای راست گفتن های بی فایده است!
بیایید بخاطر حرمت شهید صارمی و همه شهدای خبرنگار بویژه دوستان شهیدم در پرواز سی ـ 130 ،حداقل در روزی که در تقویم به نام امثال ما است ، 17 مرداد دروغ منتشر نکنیم.
ماه مبارک
رمضان برایم مبارک است چون تنها ماهی است که در آن تمام نمازهای صبح را اول وقت ادا می کنم و رمضان برایم مبارک است چون تلاش می کنم کمتر گناه کنم.رمضان برایم مبارک است چون بخاطر خودم بیشتر از خدا خجالت می کشم و رمضان برایم مبارک است چون واقعا احساس می کنم میهمان صاحبخانه ام اگر لایق باشم.
به همه اهالی رسانه توصیه می کنم از فرصت این ماه مبارک استفاده کنند واز کرده ها و ناکرده هایشان استغفار کنند تا شاید با این توبه دسته جمعی پس از پایان ماه مبارک رنگ رسانه های کشور ما هم عوض شده و قدری اسلامی ـ ایرانی شوند.
← صفحه بعد


نظرات ()