کدام اعتدال؟ کدام وحدت؟
عجیب است، تاریخ به این روشنی تکرار می شود! دشمن برای جنگیدن با حصرت امیر علیه اسلام هیچ کم نگذاشت، و آنگاه که دست امیر لشگر حق به تیرک دروازه ی چادر فرماندهی امیر لشگر باطل رسید ، عمروعاص جبهه باطل مقدسات را بر سر نیزه ها کرد تا بر مدار آن ضرورت وحدت امت را به رخ بکشد. تا چند لحظه قبل که امید پیروزی داشت، شهوت قدرت بود که حکمرانی میکرد و حال که انتظار شکست تا دیوار به دیوار چشمان تنگ نظرش رسیده با شعار مقدس قرآن و وحدت، میخواهد بین مردم اختلاف ایجاد کند! و آیا نکرد؟!
وحدت، یکی از رکان اساسی پیروزی و تداوم حیات انقلاب اسلامی بوده است. این مبنا و فریادی است که مردم ما از امام عزیز خود و جانشین شایسته اش به خوبی در گوش جان شنیده اند .یک دستی و هم داستانی این ملت بزرگ بود که پیروزی در اصل انقلاب ، پیروزی بر جریان آمریکایی لیبرال ها در روزهای نخست پس از پیروزی ، پیروزی در جنگ و پیروزی در فتنه های اخیر را در پی داشته است.
و اما اعتدال در این میانه مفهومی مشکک و مشکوک دارد. اگر اعتدال به معنای آن باشد که در انتخاب های اساسی چونان انتخاب قاطع بین حق و باطل، بین امریکا و مظلومان عالم، بین اسلام و کفر، بین خوبی و بدی، بین اسرائیل و فلسطین، بین حسن نصرالله و اوباما، بین شهیدبهشتی و بنی صدر، بین خط مستقیم انقلاب اسلامی و نقیض آن بین اجرای احکام الهی و لاابالی گری و.... باید یک راه میانه را انتخاب کرد ! نه این و نه آن! حتما نادرست است.
اما اگر منظور از اعتدال آن است که در هنگامه برهم خوردن تعادلهای مطلوب در زندگی فردی و اجتماعی آنگاه که احساسات با حاکمیت بر عقل تفاوت ها و انشقاق ها را بیش از واقع بزرگتر می نماید و در نتیجه گسست ها را تقویت میکند و نمیگذارد تفاوت های قابل اغماض، انشقاق های پایان پذیر ، اختلاف های قابل حل، پایان برسد. الحق و الانصاف اعتدال و میانه روی حکم خوبی است، اما نه عقل و نه تجربه تاریخی اسلام و ایران روا نمیدارد که با دشمن ، با براندازان، با مخالفان اسلحه بر دست، با آنان که اگر فرصت کنند با شیوه انقلاب نرم همه چیز را جمع خواهند کرد، آنان که بر چهره نورانی امام حسین علیه السلام نیز سیلی میزنند آنان که دشمن اند و آنان که ناباورانه سران این ماجرای باورنکردنی اند، وحدت کنیم و به اعتدال رفتار شود، آن هم چه وقت؟!
دقیقا در زمانی که در جنگی که آنها شروع کرده اند، و تا توانسته اند در همه چیز اختلاف کرده اند و تا توانسته اند دشنام داده اند ـ کلماتی در دشنام دهی آفریده اند که در تاریخ سیاسی ایران بی سابقه بوده است ـ خنجر بر دل ها زده اند و دشنه بر قلب ها ...
و حال که مردم ـ در حالی که برخی از مسئولان خوابند ـ دارند کار را تمام می کنند باید با خواست همان افراد مسلح، همان افرادی که هر روز یک دشنه جدید بر قلب امت و امام فرو می کنند و آبرویی از این آب و خاک می برند و زمینه ترور جدیدی را فراهم می کنند، با همان ها وحدت کنیم تا میانه رو باشیم!
عجیب است، تاریخ به این روشنی تکرار می شود! دشمن برای جنگیدن با حصرت امیر علیه اسلام هیچ کم نگذاشت، و آنگاه که دست امیر لشگر حق به تیرک دروازه ی چادر فرماندهی امیر لشگر باطل رسید ، عمروعاص جبهه باطل مقدسات را بر سر نیزه ها کرد تا بر مدار آن ضرورت وحدت امت را به رخ بکشد. تا چند لحظه قبل که امید پیروزی داشت، شهوت قدرت بود که حکمرانی می کرد و حال که انتظار شکست تا دیوار به دیوار چشمان تنگ نظرش رسیده با شعار مقدس قرآن و وحدت، می خواهد بین مردم اختلاف ایجاد کند! و آیا نکرد؟!اومی خواست حاکمیت قرآن ناطق را براندازد، آیا نکرد؟
این جماعتی که این چند ساله ما شناخته ایم، اساسا برای ضرورت اختلاف و طرح روشن اختلاف ها، ضرورت مبارزات حزبی، حاکمیت دوگانه، انشقاق های قومی، انشقاق های نسلی، گسست بین همه چیز و در همه چیز استدلال و تئوری دارند! اینها می خواستند و می خواهند تا خود و آنگاه سهم خود را متمایز کنند. مگر نبود که در اوج قدرتشان در سال های حاکمیت دوم خرداد هر شعار وحدت آفرین اسلامی و انقلابی و ملی را نشانه ضعف جناح رقیب می دانستند و بر آن بودند که جناح رقیب هر موقع ضعیف می شود شعار وحدت می دهد؟مگر ما یادمان رفته است؟ ، مگر این مردم یادشان می رود؟
حال که امروز ماهیت فتنه گران آشکار شده و همسویی شان با منافقین و سلطنت طلب ها رسوایشان کرده، و بدنه اصلی مردم با ایستادگی بر حق، بر مبارزه با آمریکا، بر استواری به ایمان و اسلام ، بر حمایت از سیدحسن نصرالله، بر حمایت از غزه و لبنان، بر مدار مقتدای مظلوم و حکیم انقلاب اسلامی، تمامی افراد صادق و حق گرای از جنس خود را از جبهه آنها جدا کرده اند و آنها کم کم با ریزش نیرو مواجه شده و تنها گرفتار آمده اند، پیشنهاد می کنند که "در هم حساب کنید" ! تا یک بار دیگر بیایند و همه چیز را فاسد کنند.
اما و در هر صورت، وحدت همیشه خوب است، به شرط آنکه مجرمان و معاندان با انقلاب اسلامی ، یا چونان رجوی و بنی صدر فرار کنند، یا چون بازرگان خانه نشین شوند یا چون قطب زاده به دار مجازات آویخته شوند و آنگاه با آنان که یا با تحلیل غلط، یا به دلیل غلیان احساسات، یا به دلیل انتقادات به حق، یا به دلیل ناتوانی ها وناراستی ها جناح رقیب، یا به دلیل آرمان خواهی در آن جبهه قرار داشتند، وحدت ملی و اسلامی باید بازسازی شود. و قطعا آغوش مهربان امت و امام و اسلام به به روی آنان باز است. اما نه معقول است و نه مشروع که طرف مقابل هر وقت خواست وحدت و اعتدال و انسجام اجتماعی را به هیچ بگیرد چون می خواهد سهم و وزن خود را معلوم کند. چون می داند آرمان اسلام و انقلاب بر بستر وحدت و اعتدال تحقق پذیرند و حال ان که با وزن کشی معلوم شد که وزنی ندارند بخواهد با شعار وحدت صورت مساله را عوض کند.
این مردم قطعا این بار عمروعاص را ناکام خواهد گذاشت ...حالا ببینید !
انقلاب مخملی معکوس در ایران به نقطه اوج خود نزیک شده است و مشخص است که اینان درپایان راه، با شعار وحدت به جنگ وحدت آمده اند.
چگونه معقول و مشروع است که با یک فرد متوهم که در طی دوره ی هفت ماهه با حدود بیست بیانیه جنگی و با فرمان های پشت سر هم برای آتش باری و هتاکی و دقیقا در نقطه شکست و ناکامی اش، باخواست خود او؛ وحدت کنیم!
بنابراین هر موقع او خواست باید بجنگیم و هر موقع او خواست باید صلح کنیم... و نه! بلکه باید وحدت کنیم!.
اما این مردم؛ دچار توهم نمی شوند به خوبی می دانند که می توان با دشمن و با کفر صلح نامه امضا کرد اما با نفاق و منافق، نه!
با نفاق و منافق هیچ راهی جر مبارزه وجود ندارد، در غیر این صورت او در متن دریای جامعه گم خواهد شد و فتنه ای دیگر بپا خواهد کرد.آغوش نظام باید برای آشتی ملی و به روی همه کسانی که اشتباه کردند باز باشد. همه از محبت و دوستی و وحدت و یکدلی و یکرنگی در میان مسئولان حال و گذشته کشور خوشنود و خوشحال می شویم. بازگشت کسانی که این فتنه را بپا کردند به مسیر قانون، آرزو و خواست قلبی ماست، اما وحدت با کسی که آتش این فتنه مهیب را شروع کرد و اکنون نه از روی اختیار و نه از سر انتخاب بازگشت به مسیر قانون؛ بلکه به دلیل از دست دادن کنترل آشوبگران، دعوت به وحدت می کند، معقول است؟
حرف های تازه آقای بحران
مشایی ،رییس دفتر رییس جمهور:
افتخار می کنم سرباز کوچک رهبر انقلاب باشم
رییس دفتر رییس جمهور، جامعه وعاظ تهران را محفلی اثرگذار خواند و گفت: عطر و بوی اندیشه های شهید مطهری و شهید بهشتی بر این تشکل دیرینه و دینی جاری است .به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دولت ،مهندس رحیم مشایی شامگاه دوشنبه در دیدار جامعه وعاظ تهران ضمن استقبال از برگزاری جلسات روشنگری و شفاف سازی گفت: آنچه که امثال من بر زبان میآورد آموخته هایی است که از وعاظ ، علما و بزرگان دین منتقل می شود و البته این سخنان نیز متکی بر تعالیم حیات بخش اسلام و مکتب نورانی تشیع است.رحیم مشایی تاکید کرد : همه باید برای نشر معارف و توسعه مطالب دینی تلاش کنیم و یکی از این راه ها بیان است.رییس دفتر رییس جمهور خاطر نشان کرد: افتخار من این است که شاگرد مکتب دین و سرباز کوچک ولایت هستم اگر کسی می گوید چرا حرف می زنی باید بگوییم که اگر یک مسوول و شاگرد مکتب دینی، اندیشه علما را بیان کند خوب است یا بد؟ چیزی که مهم است ، بیان مبتنی بر جهان بینی توحیدی، اسلامی و شیعی است و خارج از این چارچوب از هیچ کسی پذیرفته شده نیست.رحیم مشایی تاکید کرد : من همواره گفتهام که هر کسی مسوول سخنانی است که مطرح می کند و نقد آنها نیز حق همگان است. اما کسی حرف های مرا نقد نکرده است بلکه معمولا ما با واکنش در برابر سخنان غلطی که به دروغ به بنده نسبت داده میشود، مواجه هستیم. سخنان من بسیار روشن ، شفاف و صریح در دفاع از حریم الهی و ساحت مقدس پیامبران و اولیای الهی است و من با ایمان و یقین به صحت آنها با قاطعیت سخن می گویم.وی ادامه داد: مشکلات تاریخی بشر همه و همه به خاطر مدیریت نکردن جامعه توسط پیامبران الهی و ائمه اطهار بوده است. اگر ستمگران و شیاطین مانع نمی شدند و این فرصت برای اولیا و اوصیای الهی پدید می آمد تا مدیریت کنند آنگاه چهره تاریخ دگرگون می شد و اگر معرفت نسبت به خدا در سایه تعالیم انبیاء عظام و ائمه اطهار بخوبی حاصل می شد دیگر از نفرت، کینه، جنگ و خونریزی خبری نبود و دیگر جایی برای تسلط شیطان باقی نمی ماند و زورگویان تاریخ نمی توانستند بر سرنوشت مردم مسلط شوند. این وعده الهی که منطبق با حکمت آفرینش است و تاکنون محقق نشده، بدست آخرین ولی خدا امام زمان (عج) محقق خواهد شد.مهندس رحیم مشایی در ادامه با اشاره به برخی شبهات مطرح شده گفت: وقتی بنده از وحدت کلمه و توحید سخن می گویم و عامل اصلی مصائب بشر و جنگ افروزی ها را به خاطر دور شدن از توحید بیان می کنم برخی محافل و جریان ها در رسانه های خود به دروغ نقطه مقابل آن را به من نسبت داده و منتشر می کنند.رحیم مشایی افزد: مساله آنها شخص مشایی نیست ، آنها چون میدانند این دولت ولایی است با این واروگونه گری ها و با ایجاد تشکیک می خواهند دولت را تخریب کنند. آنها جز قدرت و کسب منافع و مطامع سیاسی به چیزی فکر نمیکنند. امید این افراد و طمع آنها از دروغپردازی ها و جعل خبر، ساده اندیشی و زودباوری برخی از افراد نیک است که باید همه مراقب آن باشیم.مهندس رحیم مشایی ولایت را پایه و اساس حکومت و محور همه امور خواند و گفت: فرمایشات مقام معظم رهبری فصل الخطاب همه امور و مباحث است و من همچنان که بارها صراحتاً و علناً اعلام کرده ام مطیع نظر مقام معظم رهبری هستم و افتخار می کنم سرباز کوچک ایشان باشم .وی همچنین افزود: بعضی افراد که نگران ترویج دین و اندیشه ولایی و توحیدی هستند با تحریف عامدانه و آگاهانه میخواهند جلوی این حرف ها را بگیرند آنها می خواهند مارا غیرموجه نشان دهند و ما را به سکوت بکشانند. اما آنها بدانند مکتب دینی و تفکر شیعی و ولایی، این قدرت را دارد که خود را به دنیا عرضه کند. حقیقت دین، آدم های وابسته به دنیا را افشا میکند و آنها از این مساله میترسند. ولی سرانجام حق پیروز است و تلاشهای منحرفین از دین به نتیجه نخواهد رسید.رییس دفتر رییس جمهور با اشاره به جریان سازی برخی محافل سیاسی و رسانه ای گفت: دروغ ها و تیترهای خلاف واقع، همه نشان از طراحی پیچیده ای دارد که می خواهد در مبانی تفکر اسلامی و تلاش خستگی ناپذیر دولت برای خدمتگزاری و اداره کشور خدشه واردکند اگر تیترهای جعلی آنها با متن سخنرانی های من مقایسه شود رسوا خواهند شد. با توجه به حرکت سازماندهی شده مخالفین انتظار من از همه صاحبنظران، اندیشمندان و علما این است که حقیقت مطلب را جستجو کرده و به جو سازیها و غوغا سالاری ها که با هدف پنهان کردن حقیقت و تحقق اهداف سیاسی گروهی انجام می شود توجه نکنند. اگر حرفی به بنده نسبت داده میشود از خود من سوال شود و بنده آماده پاسخگویی هستم.مشایی حیات جریان های مخالف را در تحریف و دروغ گویی دانست و گفت: همه اعتبار، قوام و اندیشه ما در ولایت خلاصه شده است و ما نمی پذیریم ذره ای انحراف از این مسیر نورانی صورت پذیرد.رییس دفتر رییس جمهور تاکید کرد که در مسوولیت های بالا اندکی انحراف نیز قابل پذیرش نیست و کسی که در کنار شخصیت برجسته ای نظیر دکتر احمدی نژاد حضور دارد و از حمایت ایشان بهره مند است به یقین باید مثل خود ایشان پایبندی عمیق به ارزش های متعالی دینی و اخلاقی و اصول و مبانی فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی داشته باشد و این البته موجب افتخار بنده و همه همکاران در دولت است. آقای احمدی نژاد در برابر آمریکا، اسرائیل و انگلیس باصلابت و قدرت ایستاده است از حق دفاع می کند و در برابر ناحق کوتاه نمی آید و ملاحظه هیچکس را نمی کند.وی در پایان این نشست ضمن یادآوری ظرفیت بالای جامعه وعاظ اظهار امیدواری کرد نشست نوبه ای مسوولان دولت با جامعه وعاظ برگزار شود.وی همچنین گفت: من ازحق خود نسبت به حرف هاو نسبت های ناروایی که از روی جهالت داده شده است، گذشته ام، لکن معاندانی را که عالماً به جوسازی و دروغ پردازی مشغولند را به خدا واگذار می کنم.این نشست که قریب به سه ساعت به طول انجامید در فضایی صمیمی و با استقبال قابل توجه وعاظ روبرو شد، مهندس رحیم مشایی همچنین به سوالات حضار در خصوص مسائل جاری کشور پاسخ گفت.
"سحر آن است که خورشید بگوید نه خروس"
خیمه برچیده شب سرد، خروسان گفتند
سحر دهکده گل کرد، خروسان گفتند
همه گفتند و به تاکید، که آنک خورشید
گر ندیدید، ببینید که آنک خورشید
ای جماعت نه اگر بیش، کمی عار کنید
کی شما روزه گرفتید که افطار کنید
سرفرازی نه متاعی است که ارزان برسد
سحر آن نیست که با بانگ خروسان برسد
سحر آن است که بیدار شود اقیانوس
سحر آن است که خورشید بگوید نه خروس
الغرض بیشتر از مائده مهمان دیدیم
رمه آنقدر ندیدیم که چوپان دیدیم
شادمان چه نمازند؟ وضو باطل بود
آب این جوی همان از ده بالا گل بود
آسیا بود، ولی راه عمل را گم کرد
آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم کرد
از درختی که چنین است، نچیدن بهتر
از چنین راه، به منزل نرسیدن بهتر
ظاهراً مرده که پوسید کفن میآید
نوح این قوم پس از غرق شدن میآید
با چنین بینفسان حرف و سخن بیهوده است
ما نمیمیریم پس فکر کفن بیهوده است
در کفن هم اثر از وضع جنون خواهد ماند
دست ما با تیغ از خاک برون خواهد ماند
هر که با عذر و بهانه است، خداحافظ او
هر که پابسته خانه است، خداحافظ او
چشم از آنسان نگشودیم که خوابش ببرد
بند از آنگونه نبستیم که آبش ببرد
خصم گفتند و دروغ است، که دیگر گشته
آنچنانی که توان گفت ابوذر، گشته
دل مبندید که صد فتنه در این پنهان است
این همان قصه اسلام ابوسفیان است
مثل بیمار که صد بار تب و نوبه کند
دم به دم توبه کند، بشکند و توبه کند
کفر کفر است اگر مسجد اگر قرآن است
خصم خصم است اگر بوذر اگر سلمان است
پای این طایفه جز در پی شیطان فلج است
قبله کج نیست، نمازی که نخواندند کج است
محو فرعون مشو، نیل شدن آسان است
سنگ پیدا کن ابابیل شدن آسان است
هر که با عذر و بهانه است، بهل تا برود
هر که پا بسته خانه است، بهل تا برود
محمد کاظم کاظمی
من و موج اندیشه!
ماجرا خیلی ساده اتفاق افتاد. دوستان یک هفته نامه تازه راه انداخته بودند. ظاهرا آقای شفاه از دوستان قدیم، بنده را به آقای خواجوی معرفی کرده بود برای همکاری . آقای خواجوی که تماس گرفت برای صحبت های اولیه ،متوجه شدم حسین نوبختی از دوستان قدیمی بالای سرکار است.بنا به دلایلی که برای بعضی دوستان گفتهام تصمیم گرفتم با این گروه در موج اندیشه کار کنم اما ... .
اما همکاری ما فقط 2 شماره دوام آورد . شماره های 2 و 3 . تصمیم قطع همکاری هم دلایلی دارد که اگر عمری باقی بود روزی خواهم گفت.
درست از روزی که اسم این حقیر در فهرست همکاران این هفته نامه درج شد ، دوستان بسیاری از رفقای قدیم و جدید از باب هشدار و نصیحت ، تماس گرفتند و حقیر را نوازش کردند برای این تصمیم تازهام .
اما از آنجا که با لطف دوستان موج در شرایطی که بعد از شماره 3 ،بنده دیگر با این نشریه همکاری نمی کنم ،باز هم در شماره جدید ، نام "هادی قبادی" در جمع همکاران موج اندیشه به عنوان دبیر جامعه درج شده است!لذا ازهمین جا اعلام میکنم ارتباط کاری حقیر با هفته نامه "موج اندیشه " از شماره 3 قطع شده است.
والعاقبة للمتقین
بنده خاطی ،هادی
امروز هم جنگ است
راه باز است ، معبر ها همه پاک شده اند ،لابلای سیم خاردارها
پلاک ها چشمک می زنند و شهدا هنوز ایستاده اند
و با سر انگشت وفا ، نقطه رهایی را نشان می دهند .
خط هنوز شکسته نشده است ،
کوله پشتی بسیجی ها لب خاکریز نشسته است .
فرمانده فریاد می زند :سنگر بکن ای برادر ، امروز هم جنگ است
امروز اما قلمها ، سرنیزه های تفنگ است
امروز میدان معنا ، خود عرصهء کارزار است
هر واژه ای یک گلوله ، هر جمله یک تفنگ است
قلم هایی به عدد اراده ها باید دست به کار شد .
اینجا مجنون است ، جزیره عاشقان .
صدای فرمانده از لابه لای نیزارها تا اعماق تاریخ می رسد :
« اگر ماندید ، بنویسید ، حقانیت و مظلومیت این بچه ها را »
تخم افعی
مانند تخم افعی در لانه پرنده نباشید ، که نه میتوان آن را شکست و نه میتوان آن را نگه داشت. (امیر مومنان ـ نهج البلاغه ـ خطبه 156)
دروغها...
دروغ، یکی از گناهان کبیره و از جمله رفتارهای منفور و زشت در فرهنگ ایرانی است. روایت شده است که مردی خدمت پیامبر (ص) رسید، عرض کرد نماز نمی خوانم و عمل منافی عفت انجام می دهم، دروغ هم می گویم! کدام را اول ترک گویم؟ پیامبر (ص) فرمودند: دروغ را...
دروغهای آقای احمدینژاد
برخی چهرههای سیاسی و رسانههای مخالف دولت فعلی، آقای دکتر احمدینژاد را به دروغگویی متهم میکنند. شاخص ترین این اتهامات را آقای موسوی در مناظره با آقای کروبی بیان کرد. جایی که با ارایه اسنادی از بانک مرکزی، نرخ تورم را 25 درصد اعلام و تاکید کرد آقای احمدینژاد با اعلام 15 درصدی نرخ تورم ، علنا و بیپروا دروغ گفته است.
شاید آقای موسوی در آن لحظه نمیدانست که دو تعریف و دو نوع محاسبه نرخ تورم وجود دارد: یکی میانگین نرخ تورم یکسال گذشته که در خرداد 88 این رقم 25 درصد بود و دیگری نرخ تورم نقطه به نقطه ( مقایسه سطح عمومی قیمتها در نقطه زمانی خاص با سطح عمومی قیمتها در همان نقطه زمانی خاص در سال گذشته) در پایان خرداد 88 این رقم 15 درصد بود. هر دو رقم، تعبیری از نرخ تورم را ارایه میدهند.
ادبیات و نوع سخن گفتن آقای احمدینژاد به گونهای است که گاهی در بیان آنچه میخواهد تشریح کند، اغراق میکند. توصیف اغراق گونه از حالت مستمعین سخنرانی ایشان در سازمان ملل برای آیه ا... جوادی آملی نمونهای از این اغراق گوییها است. آنجا که مدعی شد مستمعین حتی پلک نمیزدند. نمونه دیگر، اغراق رییس جمهور در بیان یکجانبه نگری غرب در مساله حقوق بشر طی سخنرانی در مراسم روز قدس امسال بود. آنجا که گفت : وقتی پای گربه در کشورهایی مثل ما که علیه سیاست های آنها هستند زیر ماشین شهرداری می رود قطعنامه حقوق بشر صادر میکنند...
طبعا منظور آقای احمدینژاد از این جمله، توجه دادن مخاطب به رفتار دوگانه غرب در مساله حقوق بشر است نه اینکه غربیها واقعا برای پای گربهای قطعنامه صادر میکنند. همینطور وقتی ایشان میگویند در فلان کشورها از ما برنامه خواستهاند و یا اینکه وقتی میگویند فلان آقا مثل هلو میماند. آدم میخواهد ایشان را بخورد، قاعدتا منظورشان واقعا خوردن یک آدم (!) نیست، بلکه با تشبیه و استعاره میخواهند منظورشان را به مخاطب خود انتقال دهند.
در فرهنگ ایرانی، این نوع اغراق گویی، معمولا دروغ تلقی نمیشود. مردم کوچه و بازار آنرا «خالیبندی» و اهل ادب و فرهیختگی ، آنرا «مبالغه» مینامند.
این قبیل سخنان و یا حتی بدتر از آنها از آقای رئیس جمهور طی سالهای گذشته موارد دیگری هم وجود دارد که به همین موارد اکتفا می کنیم. البته مبالغه و اغراق گویی برای رییس جمهور کشورمان هرگز پسندیده نیست حتی اگر به قصد تشبیه و استعاره یا جلب توجه مخاطب و یا حتی ادخال سرور بیان شود، چه رسد به دروغ.
دروغهای آقای موسوی
میرحسین موسوی در بهار 88 پس از دو دهه عزلت و گوشهنشینی سیاسی ناگهان به شکلی پر سر و صدا در صحنه سیاست و رسانههای کشور ظاهر شد اما متاسفانه ایشان هم از دروغگویی دور نماند.
به عنوان نمونه آقای موسوی در سوم اردیبهشت ماه در پاسخ به دانشجوی مشهدی درباره علت غیبت 20 سالهاش گفت که رسانه ملی در این مدت به سراغ او نرفته است. جملهای که همه خبرنگاران با سابقه صدا و سیما و غیر صدا و سیما میدانند که واقعیت ندارد. آقای موسوی همچنین در سخنرانیهای انتخاباتی بطور مکرر از هزینهشدن 300 میلیارد دلار درآمد نفتی در دولت نهم خبر میداد که البته این رقم نیز مبالغه آمیز بود. علاوه بر این اگر بیان رقم 15 درصدی تورم توسط آقای احمدینژاد دروغ باشد، همچنان که دلیل آن در ابتدای این نوشتار ارایه شد، بیان رقم 25 درصدی تورم هم توسط آقای موسوی هم دروغ بوده است. البته همچنان که ذکر آن رفت هیچ کدام از این دورقم دروغ تلقی نمیشود.
بهتر است این بیانات غیرواقعی آقای موسوی را از نوع احمدینژادی آن یعنی اغراق گویی و مبالغه بدانیم. چرا که به هر حال باید به مسلمان با حسن ظن نگاه کرد.
اگر مبالغههای یاد شده آقای موسوی در جریان انتخابات، قابل گذشت باشد، دروغ بزرگ و فتنهآمیز ایشان در 22 خرداد 88 هرگز قابل گذشت نیست. آقای موسوی در روز 23 خرداد صریحا، مجریان و ناظران انتخابات 22 خرداد را به تقلبی بزرگ و فراگیر متهم کردند. این دروغ و اتهام بزرگ، لفظی و سهوی نبود، بلکه کتبی و موکد ابراز شد.
ایشان روز 23 خرداد نگفت شاید تقلب شده باشد، نگفت آرا بازشماری شود شاید اشتباه شده باشد ... ایشان به شکل قطعی و صریح از شعبدهبازی و صحنهآرایی سخن گفت و با عباراتی شدیدا تحریک کننده و هیجان برانگیز، طرفداران خود را به خیابان فراخوانده و شد آنچه نباید میشد ...
در اینکه بحران پس از انتخابات بد مدیریت شد و در جریان مقابله با معترضان، گاهی حدود قانونی زیر پا گذاشته شد، شکی نیست.
همه قانون شکنان و جنایتکاران باید عادلانه و قاطعانه محاکمه و مجازات شوند. اما نباید فراموش کرد که جرقه آشوبها و التهابات پس از انتخابات، از ادعای اثباتنشده آقای موسوی شروع شد. ادعایی بسیار بزرگ و فاجعهآمیز که آقای موسوی تاکنون هیچگاه حاضر نشده درباره جزئیات و دلایل ابراز آن به خبرنگاران توضیح دهد.
(به نقل از سایت الف)
نوروز در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت شد
نوروز بهعنوان نخستین اثر ایران در فهرست میراث ناملموس یونسکو ثبت شد. معاون حفظ، احیا و ثبت آثار تاریخی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اعلام کرد: پرونده نوروز در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت شد.
مسعود علویانصدر که در اجلاس میراث ناملموس یونسکو در ابوظبی امارات شرکت کرده است، در اینباره گفت: پس از مطرح شدن پرونده نوروز بهعنوان یک اثر مشترک از سوی کشورهای ایران، جمهوری آذربایجان، هند، قزاقستان، ازبکستان، پاکستان و ترکیه بهعنوان سومین اثر در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت شد.
به گفته او، این پرونده پس از مطرح شدن و پیش از اینکه فرصتی برای اعتراض بیابد، با تشویق حضار تأیید شد. وی همچنین اضافه کرد: ٢ اثر دیگری که در فهرست میراث ناملموس جهانی ثبت شدهاند، «موسیقی عاشیقلار» از جمهوری آذربایجان و «رقص تانگو» از کشور آرژانتین بودند.
پرونده نوروز بهصورت چندملیتی برای ثبت در این فهرست آماده شده و مسؤولیت تدوین آن برعهدهی محمد میرشکرایی ـ مردمشناس ـ بوده است.

